تبلیغات
R-M00N - (ماه)نامه - 34
چه میکنی؟! هرچه کنی، همانست که دیدی!

(ماه)نامه - 34

نویسنده :R-M00N
تاریخ:یازدهم تیر 96-16:59

اینجا روی همون نیمکت همیشگی نشستم و دارم فکر میکنم آیا تا حالا شده که من تنها روی این نیمکت نشسته باشم؟! هرچی که یادم میاد میبینم همیشه یا تو خودت اینجا کنارم نشسته بودی یا خیالت بامن بوده یا مثل الآن اندوه و حسرتت دست انداخته بوده دور گردنم. بعضی وقتها بد نیست منو به حال خودم بگذاری. شاید بخوام جای خالیتو با هیچی پرکنم و تنها برای خودم باشم.

(ولی آخه مگه میشه؟!)

خیلی خوب حالا قهر نکن ... منظورم این نبود که دست از سرم بردار و ازت خسته شدم و ازاین حرفها فقط گفتم میخوام تنها باشم ... باشه ... باشه قهرنکن! اصلا دیگه نمیام روی این نیمکت بنشینم، اینجوری خوبه؟!

(و سپس من و اندوهش دست در دست یکدیگر دادیم به مهر و رفتیم و رفتیم و پیش از محو شدن در افق #دورا من در نزدیکترین آب‌میوه‌فروشی یک لیوان آب زرشک خنک به افتخارش در حلقم فرو ریختم.)


#Source




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 
دلی
یازدهم تیر 96 20:54
اوه چه قدیمی! اینجا خاک گرفته‌ها، نمی‌خوای یه دستی بهش بکشی؟