تبلیغات
R-M00N
چه میکنی؟! هرچه کنی، همانست که دیدی!

کتیبه ی سردرب ورودی

نویسنده :R-M00N
تاریخ:سی ام مهر 93-19:24

I'm sick! Would you take my hands, please?!



نوع مطلب : هیچی و همه چی 

داغ کن - کلوب دات کام
(-_-)() 

ماه(نامه) - 35

نویسنده :R-M00N
تاریخ:دوازدهم تیر 96-08:33

این سایت‌های ایرانی رو دیدی وقتی میری ببینیشون تا بازشون می‌کنی 99 تا آگهی مرتبط و نامرتبط هم ازتوشون میزنه بیرون جوری که اصلا یادت میره برای چی اومده بودی اونجا ...

اگه یکروزی منم تو رو ببینم فکر کنم همینجوری یکهویی 1000 جور حرف و حدیث و درددل مرتبط و نامرتبط از من بپاشه بیرون جوری که آخرش یادم بره که اصلا اصل حرف رو بهت بزنم که «خیلی دوستت دارم!»

تازه سالیان سال تماشای تو که از من دریغ شده، ساعتهای متمادی لمس انگشتانت که دستم بهشون نرسیده، تمام آب‌زرشک‌هایی که باهم نخوردیم، تمام آسفالتی که با هم متر نکردیم، تمام ساعتهایی که باهم پاهامونو تو آب خنک رودخونه فرونکردیم،  تمام «بیشعور»هایی که تو بهم نگفتی، تمام عطرموهات که نفسشون نکشیدم، تمام شارژهایی که تو بایستی می‌گفتی برای من بخر و من هم بایستی می‌پیچوندمت، تمام تو پیت‌هایی که من برای تو نگو-ز-یدم، تمام گل‌هایی که تو برای من لگد نکردی و ... هم هست!


#Source



نوع مطلب : هیچی و همه چی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

(ماه)نامه - 34

نویسنده :R-M00N
تاریخ:یازدهم تیر 96-17:59

اینجا روی همون نیمکت همیشگی نشستم و دارم فکر میکنم آیا تا حالا شده که من تنها روی این نیمکت نشسته باشم؟! هرچی که یادم میاد میبینم همیشه یا تو خودت اینجا کنارم نشسته بودی یا خیالت بامن بوده یا مثل الآن اندوه و حسرتت دست انداخته بوده دور گردنم. بعضی وقتها بد نیست منو به حال خودم بگذاری. شاید بخوام جای خالیتو با هیچی پرکنم و تنها برای خودم باشم.

(ولی آخه مگه میشه؟!)

خیلی خوب حالا قهر نکن ... منظورم این نبود که دست از سرم بردار و ازت خسته شدم و ازاین حرفها فقط گفتم میخوام تنها باشم ... باشه ... باشه قهرنکن! اصلا دیگه نمیام روی این نیمکت بنشینم، اینجوری خوبه؟!

(و سپس من و اندوهش دست در دست یکدیگر دادیم به مهر و رفتیم و رفتیم و پیش از محو شدن در افق #دورا من در نزدیکترین آب‌میوه‌فروشی یک لیوان آب زرشک خنک به افتخارش در حلقم فرو ریختم.)


#Source




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

(ماه)نامه - 33

نویسنده :R-M00N
تاریخ:نوزدهم شهریور 93-21:14

 

)3 @ )-( @ |2 @ /\/

...قسمتی از متن موجود نیست...

 آن قسمتی هم که موجوداست دست کمی از قسمت ناموجود ندارد حرف های از تو گفتنم ناگفته بین لبان برهم دوخته ام ماسیده اند،  اما تو خوب میتوانی ناموجود ها و ناگفته های رسوب کرده را از چشمان پرتمنای من بخوانی



نوع مطلب : هیچی و همه چی 

داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 

بروزآوری برای امروزیکشنبه12مردادماه

نویسنده :R-M00N
تاریخ:دوازدهم مرداد 93-08:48

همونطوری که به برخی بایست گفت: توروکجای قلبم بگذارم؟! به برخی نیزبایست گفت: توروکجای کیونم بگذارم ... ایضن به برخی نیزبایست گفت: دوستت دارم! ... ایضن به همان برخی بایست گفت: فلجتم!

...

فلجتم!




داغ کن - کلوب دات کام
نظرات() 


  • تعداد صفحات :5
  • 1  
  • 2  
  • 3  
  • 4  
  • 5